همین جاقبلیاارتباط

 

تایماز زردچشمی


Writer's

تایماز زردچشمی


 Logo


Archive

تیر ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
دی ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥



    RSS 2.0  

 

Template Design By

:: خط خطی های یک دیوانه ::

S A D E G H

 

 

 

 

      
 

جمعه ٢ تیر ،۱۳۸٥


گفتگو با يکتا ناصر

<<اولين شب آرامش >> بهانه خوبي بود تا ما به سراغ <<يکتا ناصر>> برويم . يکتا ناصر همان کسي است که با نقش نوشين در اولين شب آرامش ، نه تنها خود آرامشي ندارد ، بلکه آسودگي ديگران را نيز بر هم زده است . بازي مرموز به همراه شيطنت ناصر از او بازيگري محبوب ساخته ، وي با سريال <<گل هاي کاغذي >> در سال 75 پا به عرصه هنر گذاشت و اوج کار او را در سريال <<با من بمان >> و نيز فيلم سينمايي <<ساقي >> ديده ايم . او امروز با سال ها تجربه کاري ، بازي در کنار هنرمندان پيشکسوت و حرفه اي، در اوج جواني به عنوان بازيگري پبشکسوت خود را به عالم سينما معرفي کرده است . يکتا ناصر در دوازدهم آبان ماه سال 1375 در تهران متولد شد . در رشته منابع طبيعي تحصيل کرده ، در ضمن وي هيچ گونه تحصيلات آکادميکي در زمينه بازيگري ندارد .
    
    
    از نظر کاري اولين شب آرامش براي شما چقدر متفاوت بود؟


    ناصر : درميان کارهاي تلويزيوني ، نقشي منفي ايفا نکرده بودم و چون اين کار بلافاصله پس از سريال لبه تاريکي به من پيشنهاد و هم پخش شد.... دوست داشتم اين تفاوت نه تنها در نقش ، بلکه در نحوه بازي من نيز به وضوح ديده شود ، از اين رو سعي کردم خودم را تکرار نکرده باشم ، از طرفي ويژگي هاي نقش اهميت زيادي دارد ، خوب خدا را شکر نوشين جا داشت که من به يک شکل و روش ديگري رفتار کنم .
    
    يکتا ناصر امروز با يکتا ناصر گذشته در بازيگري چه فرقي کرده است ؟
    ناصر : به طور مسلم تجربه انسان را به پختگي رسانده و باعث مي شود اشکالات گذشته رفع شود و در اين ميان بازيگر هر اندازه که کار کند ، سيقل داده شده و کارهاي مختلف بازيگري را از لحاظ حسي و تکنيکي قوي تر مي کند ، من هم احساس مي کنم نسبت به يکي ، دو سال گذشته ديدم به بازيگري تغيير کرده و به تجرباتم در اين دو سال اضافه کردم .
    
    بازيگري را تا کجا ادامه خواهيد داد؟
    ناصر: تا جايي که از خود احساس رضايت داشته و احساس کنم حالم بابت کاري که انجام مي دهم ، خوب است در کل نه خودم را به جامعه بازيگري تحميل مي کنم و نه اين حرفه را به خودم .
    
    از موقعيت امروزتان راضي هستيد ؟
    ناصر : اگر آدمي از موقعيت کنوني به طور کامل رضايت داشته باشد که پيشرفت نمي کند، من زماني راضي خواهم بود که ببينم هر چقدر تلاش کردم ، جواب گرفتم و در نهايت هم شخصيت يکتا حفظ شده باشد ، يعني به خاطر يکي ، ديگري را از دست ندهم ، اين موضوع برايم بسيار لذت بخش و جذاب است .
    
    کمي از خانواده تان بگوييد ، آيا آنها نيز علاقه مند به هنر هستند ؟
    ناصر : يک خواهر بزرگ تر به نام <<نيکتا>> دارم که در رشته عکاسي تحصيل کرده و چند کار سينمايي و تلويزيوني هم انجام داده - که البته به واسطه من نبوده - و يک برادر کوچک تر به نام <<رضا>> که رياضي خوانده ، ولي به دليل علاقه شديد به موسيقي ساز مي زند ، پدرم نيز افسر نيروي زميني بودند که بازنشسته شده و مادرم نيز خانه دار ، ولي در کل خانواده ام بسيار علاقه مند به هنر هستند و تمام کارهاي هنري را مشتاقانه دنبال مي کنند.
    
    پدرو مادر وقتي شما را در فيلمي مي بينند انتقاد مي کنند؟
    ناصر : پدرم هيچ گاه پيش نيامده که انتقاد کنند، گاهي اوقات مادر اين کار را مي کند اما در بيشتر مواقع فقط تعريف و تمجيد مي شنوم .
    
    برادرتان چطور؟
    ناصر: راستش برادرم خيلي اهل صحبت کردن نيست ، از اين رو هر وقت در خصوص مسئله اي - نه تنها کار - تعريف کند، متوجه مي شويم چقدر آن چيز خوب و درست بوده ، چون به طور معمول در مقابل موضوعات مختلف سکوت مي کند .
    
    يکتا ناصر آدم مغروري است ؟
    ناصر: اولين کسي نيستيد که اين موضوع را به من مي گوييد ، متاسفانه به خاطر چهره ام براي همه اين تصور پيش مي آيد که يکتا ناصر دچار غرور شده و خودش را مي گيرد اما در واقع اين طور نيست .
    
    اهل درس و مدرسه بوديد؟
    ناصر : بله ، راستش از اول کتاب خواندن و مطالعه را خيلي دوست داشتم .
    
    به ياد داريد که دبستان ، دبيرستان کجا تحصيل کرديد؟
     ناصر : ابتدايي در مدرسه سيمه در خيابان بهار شمالي ، راهنمايي در مدرسه هفتم تير واقع در ميدان هفت تير و دبيرستان نيز در مدرسه ايران در خيابان قلهک .
    
    اما سوال آخر يکتا ناصر براي رسيدن به خواسته هايش همانند نوشين عمل مي کند؟
    ناصر : شايد نحوه ديگري باشد ، به طور مثال من اگر در وضعيت نوشين قرار بگيرم ، نمي گذارم کار به سفر عقد کشيده شود ، تا قبل از آن کاري که بايد را انجام مي دهم ، در ضمن نوشين حقايق را به اذر گفت : تمام حرف هاي نوشين درست بود.

 

تایماز زردچشمی

 

:لینک دوستان

صادق

حراجی
قلبی از جنس بلور
متفرقه ، شعر
*** لحظه ها رو با تو بودن ۲ ***
:: لحظه ها رو با تو بودن ::
:: من کی هستم ؟ ::
کلبه عشق
love
وفادار عشق
طوفانی
وبلاگ ماهان
ماه مهربون و ستاره هاش
وبلاگ اس ام اس
بی تو سر به بيابان نهاده ام
هويجی سر از خاک برآورد...
خدايی که در اين نزديکيست
:: يکونات ريغماسيان ::
برو بچ با حال گرگان
Dj Meysam Hakan
جستجوگر دهیو!
زيبايی تغييرات
ای کاش عشق را ...
ای کاش قلب ها ...
عاشق و معشوق
شعر های عاشقانه
عشق و شهادت یاران
اکرانه
:: تبلیغات وبلاگ ::
خاطرات مرده
کویر من ...
:: عاشق بی قایق ... ::
+::دارالــمجــانين::+
نوای اسمانی
عشق
بغضی که شکستی
.::.گـــــل يــــــخ.::.
حضور ۱
A.A productions
رشته تسبيح اگر
هر چی ميخوايی فکر کن
عشق دو حرفی
.::. پشت نقاب شب .::.
دخترونه
ورزشها . پرشين بلاگ
دروازه
فوتبال
دلتنگ ِ ع ش ق !
خـــاکستـــر عشــق
ایفــان

تبليغات پيکسلي
مقاله و آموزش کامپیوتر و نرم افزار
لحظه ها رو با تو بودن